سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 مرداد ماه سال 1388

امروز یه آهنگی مبخوام بذارم که شاید تا حد زیادی بتونه حال وروزمو بیان کنه:


نیستی دارم دق میکنم ،نیستی دارم میپوسم

عکسهاتو من یکی یکی برمیدارم میبوسم

پیرهن یادگاریتو  هر شب دارم بو میکنم

برای برگشتن تو به آسمون رو میکنم

نیستی دارم دق میکنم ،نیستی دارم میپوسم

عکسهاتو من دونه دونه برمیدارم میبوسم

از خدا میخوام دوباره تو رو ببینم روبروم

قسم به اشک حسرتم فقط همینه آرزوم

یه عالمه گل میارم همه رو پرپر میکنم

هر شب دارم همینجوری با تنهاییم سر میکنم

تموم اشکام هدیهء نبودنت کنار من

نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من

وای که چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو

دلم میخواد باز ببینم چشمای مهربون تو
نیستی از مهدی مقدم-NistI by Mehdi Moghadam
چهارشنبه 16 بهمن ماه سال 1387

سلام
 آره ! چند روز دیگه تفلده منه !! که خب تاریخ دقیقشو دوستان و آشنایان و همچنین مشتریهای ثابت وبلاگ و البته از همهء همه مهمتر " ن...م " میدونن
 تو دو سال گذشته بهترین اتفاقات عمرم توی همین روز بوده پس امسال هم میتونم امیدوار باشم که یه اتفاق خوبی بیفته
 البته امسال کارم یه کمی سخت شده آخه به قول " شادمهر عقیلی " باید تو رو پیدا کنم....


باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

با اینکه بیتاب منی بازم منو خط میزنی
 باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
 کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
 اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
 دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور
 وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور
 
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره
 عطرت داره از پیرهنی که جاگذاشتی میپره
 باید تو رو پیدا کنم هرروز تنهاتر نشی
 راضی به با من بودنت حتی ازین کمتر نشی
 پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی
 محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی (2)


تقدیر از شادمهر عقیلی _ Taghdir by Shadmehr Aghili

شنبه 20 مهر ماه سال 1387

 ماه رمضونم تموم شد و مصداق این حرف پیش اومد که " زمستون رفت و روسیاهی به زغال موند " و یا " صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت "

 فکر کنم منظورمو فهمیدین ! نفهمیدین؟! یعنی اینکه تو این ماه فکرمیکردم خیلی اتفاقای خوب می افته که نیافتاد !

 راستشو بخواین یه چیزایی شدها ولی وقتی آخرش همچنان ته دره باشی ....

 تو یکی ازین سریالها هم گفت : " اگه تو نبودی که الان ته دره بودم ... " خوب وقتی الان من ته دره باشم یعنی چی ؟...

 ته دره بودن یه خوبی داره اونم صبر کردنه ! تجربه نشون داده صبر میتونه حلّال مشکلات باشه ولی چندتا بدی داره هم سرده و هم دوره!

 نمیدونم منظورمو میگیرین یا نه بهر حال خواستم بگم که هوای ته دره اصلاَ خوب نیست ...

 از  اینجا حتی صدا هم بالا نمی ره ،حتی  نمیشه گفت.... خیلی دلتنگتم !

چهارشنبه 16 مرداد ماه سال 1387

سلام


 میخواستم از " اعتکاف" اونم تو" قم" بنویسم ، جاتون خالی خیلی حال داد، امسال سال اولم بود که میرفتم ، کلی با خدا دردودل کردم، اونجا چندتایی دوست پیدا کردم ،خیلی دوست دارم سال دیگه هم اگه خدا قسمت کنه بازم بتونم برم

   البته درست بعد اینکه از اعتکاف برگشتم بدترین خبر و اتفاق ممکن رو دریافت کردم(همونی که تو پست قبلی توضیح دادم) که هنوز دارم تبعاتشو میبینم و خانومی هنوزم منو نبخشیده


 نمیدونم ، واقعاَ نمیدونم خدا داره باهام چی کار میکنه؟ ولی بهش اعتماد کامل دارم و میدونم دارم راهه درست رو میرم


         غمگین بودم ، احساس کردم زیر کوهی از ناامیدی گیر افتاده ام ، اما خدا گفت:


                                  غمهایت را روی شانه های من بریز


      گم شده بودم ،گیج بودم ،فکر میکردم هیچوقت جوابی پیدا نخاهم کرد ، اما خدا گفت:


                                           من هدایتت خواهم کرد


             با خود فکر کردم تحقق رویاهایم غیرممکن است ، اما خدا گفت:


                                          هر چیزی ممکن است


         خود را باخته بودم ،فکر کردم نمیتوانم از عهده اش برآیم ، اما خدا گفت:


                                  تو از عهده هر کاری برمی آیی

پنجشنبه 3 مرداد ماه سال 1387

 سلام

 این شروع کردن اونم بعد یه مدت زیاد خیلی سخته چون واقعاَنمیدونم باید از کجاهاش شروع کنم و به کجاهاش برسم

 این چند وقت نبودنمو میتونید به حساب هرچی بذارید مثل تنبلی ، نداشتن وقت ، درگیریه درسی و شغلی و....

 ولی همش هم اینا نبود ، در واقع اصلاَ دلیل اصلی اینا نبودن

 وقتی وبلاگم صاحاب داره و من میتونم (البته نه خیلی راحت) حرفامو به خودش بزنم ، دیگه از کی و واسه کی باید بنویسم؟

 وقتی AMIRiNA به وجود اومده و تشکیل شده ، دیگه چه نیازی به وبلاگ نوشتن هست؟

  البته خیلی حرفا واسه گفتن دارم ، از قم رفتنم تو عید ، از مشهد رفتنمون ، از قهرامون...... و از خداحافظی !! :(

  دقیقاَ نمیدونم واسه چی دارم مینویسم ولی میدونم باید بنویسم

  نمیدونم اصلاَ چی باید بنویسم ولی میدونم که تنها راهم نوشتنه

 احتمالاَ فهمیدین که چه اتفاقی افتاده ! بله درست حدس زدین ! خانومی خداحافظی کرد !!

 دلیلش ؟ چی حدس میزنین؟ نه ایندفه رو اشتباه کردین ! چون دلیلش بدقولی من بوده !!

 آره دارم اعتراف میکنم که تقصیر اصلی از منه

 خانومی حق داره به منی که تو عمل به یه قول اساسی موفق نبودم بی اعتماد باشه

 لابد با خودش میگه این چطور میخواد فردای روزگار به بقیه قولهاش عمل کنه؟

  اعتراضی نمیتونم داشته باشم ولی....

 ولی بهش قول داده بودم که تمام سعیمو کنم که اینکارو کردم ،بهش قول داده بودم که همیشه همه چی رو و البته راستشو بهش بگم که گفتم....

   بهش قول داده بودم که در هیچ صورتی وهر اتفاقی که بیفته کم نیارم که کم نیاوردم

.....

 (حالا حرف زیاد دارم ولی بقیه اش بمونه واسه یه وقت دیگه)

جمعه 17 اسفند ماه سال 1386
اینا هم یه سری دیگه از جملات مثبت و جالبه که صاحاب ندارن!!! و یه چند وقتی هست تو وبلاگم هستن ولی چون دیگه تکراری شدن همشونو اینجا آوردم :



مهربانی را از پسر بچه ای یاد بگیر که به امید شیرین شدن دریا آبنبتش را تو ی اون می ندازه


اگر تمام شب برا ی از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد


همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود


آنچه با سخاوت بدهی، به تو باز خواهد گشت


ما با چیز هایی زندگی می کنیم که هستند نه با چیز هایی که باید باشند


اگر خلق و خوی خود را کنترل نکنید، برنده نخواهید شد


بهترین کار، کاری است که از انجام آن لذت می بریم. شغلی را بپذیر که عاشق آنباشی


ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است


سکوت را فقط با آوازی شیرین بشکن


در نگاه کسانی که پرواز را نمیفهمند هر چقدر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد


تلاشی اندک لازم است تا رسوایی ای بزرگ حاصل شود


اول از همه دیگران را به یاد بیاور و آخر از همه خود را فراموش کن


پوزش و عذر خواهی دلیل خردمندی است


گذشته را در آغوش بگیر، اما در آن زندگی نکن


قهرمانان آنانی هستند که می دانند کیستند


بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می روید


در دنیا جای کافی برای همه هست پس بجای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی


به نور نگاه کن، سایه ها پشت سرت خواهند بود


اگر زندگی ات در خطر نیست. خود را به ستیز میفکن


شرافت، تیزبین ترین چشم ها را دارد


ما موجوداتی بشری که تجربه روحانی دارند نیستیم ، بلکه موجوداتی روحانی هستیم که تجربه بشری دارند


امید داروئی است که شفا نمی دهد اما درد را قابل تحمل می کند


هر رفتنی رسیدن نیست ؛ اما برای رسیدن ، راهی جز رفتن نیست


(یه هفته دیگه مونده )!!! :)
دوشنبه 13 اسفند ماه سال 1386

  ولی من غافل بودم از اینکه تمام این جریانات یکی دیگه از امتحانای خداست که مثل اینکه ایندفعه قبول شدم

 چون یه دفعه قضیه مثل فیلم هندیا خیلی باحال شد

  خدا رو شکر وضع زانوم اونقدر خراب نبود و با 7_8 تا بخیه ختم به خیر شد ( تو همون بیمارستان کلی قضیه خنده دار هم پیش اومد ، دکتر جراحم یادش نمی اومد چندتا بخیه زده ، وقتی ازم پرسیدن آخرین بار کی کزاز زدی چون یادم نیومد کلی خندیدم )

  بعد عمل یه دو هفته ای خونه نشین شدم یعنی تو اوج کار در حال استراحت بودم

 

  وقتی برگشتم به شرکت کلی از طرف همه مورد تحویل قرار گرفتم ، حتی کسانیکه قبلاً بود و نبودم واسشون اهمیت نداشت اومدن سراغم یا حداقل تلفنی  جویای احوالم شدن

.

.

.

 ... ولی اتفاقی که افتاد یه چیزی خیلی بالاتر و پراهمیت تر از اینا بود

 اتفاقی که هم منتظرش بودم و هم انتظارشو نداشتم !!

 اتفاقی که خیلی دلم میخواست یبفته ولی هیچ امیدی به امکانش نداشتم !!

 اتفاقی که بعدها تو یه مجله واسه همون زمان دیدم تو طالعم بوده :

  یه خبر غیر مترقبه دریافت می کنید ، چیزی که از آن قطع امید کرده بودید !!

   و..... قصه ء عشق آغاز شد

 

   اون اتفاق باعث شد قضیه اون دوشنبه ها و جعبه مداد رنگی رو هم از وبلاگم وهم از ذهنم پاک کنم ، اتفاقی که کاری کرد سال 86 رو بهترین سال عمرم و نوروز اونو بهترین عیدم بشه، سال 86 پرمخاطره ترین (فکر کنم یعنی خیلی خاطره) سال عمرم بوده

  خلاصه از اون روز تا حالا داستان داریم ما !!   داستان من همچنان ادامه داره فقط دیگه ربطی به دوشنبه ها نداره ، نه که از دوشنبه ها بدم بیاد ، تازه برعکس یکی از همین بهترین خاطراتم تو دوشنبه 20/1/86 رخ داده ولی چون میخوام چیزی باعث یادآوریه قضایای موهون!! قبلی نشه دیگه تو دوشنبه ها آپ نمیکنم

یکشنبه 13 آبان ماه سال 1386

سلام

  من قبوووووووووووول ش..............................ددد................................................................م

  (حالا هر کی ندونه فکر میکنه فیزیک اتمی تو دانشگاه پنسیلوانیا  قبول شدم که اینهمه ذوغ کردم!  )

  نه بابا، دانشگاه پیام نور اونم رشتهء مدیریت صنعتی قبول شدم

 خیلی حرف واسه گفتن دارم ولی به دلایلی از جمله عدم حس و حال ! و خستگی مفرط از کار  این چند وقته نتونستم وبلاگمو آپ کنم  

 جمعه (دیروز )رفتم قم بلکه یکم حالم بهتر بشه ولی بدتر شد.

 حیف که به یه بندهء خدایی و خود خدا قول دادم نامید نشم ....

 

  فعلاَ این دو تا آهنگ باحال و توپ رو از حمید عسکری داشته باشید تا بعداَ....

 

 1) یه ترانهء لایت و آروم با یه موسیقی ملایم و  بدون ریخت و پاش  ( شبیه آلبوم فال قهوه از شادمهر )

وقت رفتن از حمید عسکری – Vaghte Raftan by Hamid Askari

وقت رفتن نمیخوام ببینمت میدونم ببینمت کم میارم

 اگه یک لحظه فقط نگام کنی  دلمو پشت سرم جا میذارم

اگه خونسرده نگام به دل نگیر  دل تو یه روز ازم خسته میشه ( خدا نکنه )

 اگه اسممو فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته میشه

 

 وقت رفتن نباید گریه کنی اینجوری دلم برات تنگ نمیشه

 میدونم هر جای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه

 اگه خونسرده نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته میشه ( خدا نکنه )

 اگه اسممو فقط صدا کنی راه رفتن واسه من بسته میشه

 

 2) اینم یه ورژن دیگه از آهنگ " دلم گرفته " که البته با اون خیلی فرق میکنه

  من چون هنوز امید دارم بیت دومشو باور نمیکنم ولی باقیش در مورد حال منه

 بازم دلم گرفته چند روزیه که رفتی      میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی

 اما میخوام بدونم برام اگرچه سخته

                                                 بگو دوسم نداشتی حالا نه خیلی وقته(خدا نکنه)

 منم همونکه عاشقت موندم        نشستمو از عشق تو خوندم

 منم همونکه توی آوازش                 میخواست تو باشی اوج پروازش

  آره منم  دوباره باز اینجام             یه خستهء قدیمیه تنهام

 اگر تمام قلب تو سنگه               دلم برات همیشه دلتنگه  (خیلی زیاد)

 

  " دلتنگ " از حمید عسکری – Deltang by Hamid Askary

یکشنبه 25 شهریور ماه سال 1386

لابد تا حالا صدای " رامین بی باک _ Ramin Bibak " رو شنیدین که میگن شبیه شادمهره البته به نظر من بیشتر از اینکه صداش شبیه شادمهر باشه ،داره تریپ و مدل شادمهر میخونه!!

 بین همهء آهنگهایی که خونده با این ترانش خیلی حال میکنم مخصوصاَ اون تیکهء وسطش " تو فقط بگو که از من چی میخوای....."

  اون روزای رفته رو میخوام چیکار        اون همه خاطره رو میخوام چیکار

  وقتیکه دیگه کنارم نباشی                 من یه عشق دیگه رو میخوام چیکار

  زندگی با همه خوبیش مال تو            من بجز تو دیگه هیچی نمیخوام

  تو بگی میرمو پیدام نمیشه                حتی تو رویاهات نمی یام  

  تو فقط بگو که از من چی میخوای     هر چی که دلت بخواد همون میشم

  یه دفعه خاک زمین میشم برات          یه دفعه ابر تو آسمون میشم

 اون روزای رفته رو.....  اون همه خاطره رو...... من یه عشق دیگه رو میخوام چی کار...

 

  میخوام چی کار از رامین بی باک _ Mikham Chikar by Ramin Bibak

 

   راستی دو نکتهء مهم راجع به ماه رمضون : اگه میخواین صبح به کسی چیزی بفرستین بهتره اینکارو 5 دقیقه مونده به اذان انجام بدین و اگه ظهر به اتفاق کسی میخواین پیش یکی  بهتره تا آخر ماه رمضان 10 دقیقه بعد اذان برین ( میدونیم الان خیلی مشکوک شدین ولی بی خیالش شین )

  میدونستین شهر قم _ Qom  شهر قشنگیه ، مخصوصاَ مرقد خانوم حضرت معصومه (س) ، این عکسیه که خودم انداختم  قم _ Qom

 اینا هم دوتا از آخرین عکسهای یه پسر خوش تیپ و خوش چهره و خوش اخلاق و خوش ... ( بابا اعتماد به نفس  )

    خندان                                              سنگین

شنبه 24 شهریور ماه سال 1386

 تو زندگی گاهی میشه که زندگی آدم با یه ترانه جور درمیاد حتی میشه که فاصله دو اتفاق با دو آهنگ مختلف یه خواننده جور دربیاد !!؟؟

 وقتی واسه اولین بار قرار بود یه اتفاقی بیفته این تیکهء ترانهء " غروب_ Ghoroob " از سیاوش قمیشی  Siavash Ghomayshiهمش تو ذهنم بود :

چشمای منتظر به پیچ جاده       دلهره های دله پاکو ساده.....( یادته واست اس ام اسش کردم )

  اونروزم وقتی واسه آخرین بار اون اتفاق افتاد ،  این یکی ترانه تو ذهنم بود یه وقتایی هم حواسم نبود بلند بلند میخوندمش

  رفتیو خاطره های تو نشسته تو خیالم    

                                              بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم

  یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم   

                                             غیر تو که دوری از من دل به هیچکسی نبستم

  همترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش

                                           وقت بیداریه مهتاب عاشقانه یاد من باش

  اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد

                                          میشه تو آتیشه عشقت گر گرفتنو بلد شد

  اگه دوری اگه نیستی نفسه فریاد من باش

                                         تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش

 

  یاد من باش از سیاوش قمیشی     Yaade Man Baash by Siyavash Ghomeyshi

سه شنبه 13 شهریور ماه سال 1386

سلام

 نمیدونم خوشحالم یا ناراحت !!!

 از یه طرف چون یکشنبهء گذشته تولد یه مامانی   بود ودیدمش و یه قو.... (حالا بگذریم) خیلی خیلی و خییییییییییییییییییییییییلللللللللللللللییییییییییی خوشحالم از یه طرفم چون باید دوباره یه 2 سالی برم سربازی ؟؟!! اونم بدون مرخصی ، تازه از پادگان هم نمیتونم زنگ بزنم و فقط میتونم وقتی 1سال و 10 ماه از خدمتم گذشت یه sms  (اس ام اس یا همون پیامک) بفرستم ، حسابی پکر و ناراحتم به شدت

 چند روز تعطیلی به خاطر میلاد امام زمان (عج) که نگو ! وحشتناک دلتنگش شده بودم ولی هیچ کاری نمیتونستم بکنم...  

 الان میدونم اندازهء 10 تا وبلاگ حرف واسه گفتن دارم ولی اینکه نمی نویسمشون کلی دلیل داره ، مثلاَ اصلاَ نمیدونم چی بنویسم یا چه جوری بنویسم ، فشار کاری اونقدر زیاد شده که وقت نمیکنم حتی برم سراغ PC ، قبول کنید که یه سری مسائل خصوصیه ! ، محدودیتهایی از جانب یه بندهء خدایی دارم !!؟ و.....

 حالا حرف زیاد دارم ولی به غیر از مطلب آخرین دوشنبه که احتمالا تا هفتهء دیگه تمومش میکنم این آخرین آپم تو روزای دوشنبه بود

جمعه 12 مرداد ماه سال 1386

سلام

ایندفه اگه قرار باشه از روز خاصی اسم ببرم که ازش خاطره دارم مسلماَ اون روز جمعهست

آخه بیشتر خاطرههامون تو روزای جمعه اتفاق افتاده یعنی به غیر از یک پنجشنبه 9/1/86  و دوشنبه20/1/86  بقیه دیدارامون تو روزای جمعه بوده

تو این جمعهها دوتاشون خیلی خاطره انگیزتر بودن جمعه 25/12/85 که اولین بار دیدمش و جمعه 21/2/86 که هم کلی پیشش بودم وهم کلی کادو ازش گرفتم

الان هم اون جمعههایی که از لحاظ شیفت کاری با اون جمعهها یکی میشن خیلی باهاشون حال میکنم ، مثل دیشب تا الان ... شبش آماده میشم و تیپ میزنم صبحش هم تو تب و تاب اینم که میبینمش یا نه؟...

این عکسم واسه پنجشنبه 20/2/86 ساعت 20:52 ست ، چقدر اون شب خوشحال بودم ...

21/2/86 Amir & N...eh

یکشنبه 31 تیر ماه سال 1386

سلام

نمی دونم ..... واقعاَ نمی دونم خدا داره با من چی کار میکنه!!!

خیلی حرفا بود که می خواستم اینجا بنویسم از دورانی که بهترین روزای عمرم بودن

موقعی که خوشبخت ترین مرد روی زمین بودم

آره من عاشق شدم.....

دیگه داشتم با نوشتن " آخرین دوشنبه " قید نت و وبلاگ بازیه تنهایی رو میزدم ولی....

ولی خانومی به دلیلی که هنوز واسم معلوم نیست منو نخواست...

البته من هنوز به اون خدایی که از اولم با توکل و امید بهش شروع کردهبودیم امیدوارم که بازم کمکم کنه تا دوباره ن...م مال من بشه تنها جایی که شاید بتونم کاری انجام بدم همینجاست پس بازم با ایمان به همون خدا و صبر برای خواسته ام تلاشمو میکنم تا موفق بشم

انشاالله و ایشالله والهی آمین

خوب واسه امروزم 2 تا آهنگ نه چندان جدید از حمید عسکری براتون میذارم که با اولی کلی خاطره دارم چون متن اونو به صور مختلف ( آف و پیامک و....) از خانومی دریافت کردم

_وای که چقدر تو رو دوست دارمو میمیرم واسه تو   تو همیشه تو قلبمی

 میمیرم واسه چشمای قشنگت  بگو بگو بگو دوسم داری...

دوست دارم از حمید عسکری_ Dooset Daram By Hamid Askary

 

_این یکی هم تقریباَ حال و روز این چند وقتمه

باچشای بی تفاوت روبروی من میشینی     میگی هرچی بود تموم شد نمی خوای منو ببینی

روزای خوبمون انگار همه از یاد تو رفته    روبروت گریه نکردم نمیدونی که چه سخته....

 

بی تفاوت از حمید عسکری _ Bi Tafavot by Hamid Askari

 

سه شنبه 21 فروردین ماه سال 1386

سلام

 این چندتا آهنگ رو به یه بندهء خدایی قول داده بودم که بذارم تو وبلاگم  ولی تازه همین امشب که همون  بندهء نفیس خدا نمیدونم به چه جرمی (شاید دوست داشتنش !) داره مجازاتم میکنه یادم افتاده ، البته اینم بگم جداً وقت نمیکردم

 خوب دربارهء این آهنگها باید بگم که هر سه شون به قولی فول لاو ( Full Love ) وبه قولی دیگر      فوق العاده عشقولی هستند

1)      واسه درک بهتر این آهنگ باید بلاهایی که همین بلا ! سر من آورده سرتون اومده باشه

چه شبا و روزایی که با این آهنگ سر کردم

بهترین ترانرو من از چشای تو میسازم       تو قمار زندگیمون تو نباشی من میبازم

اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام     بیخیال غربت و غم بیخیال نور فردام

آخ آخ مخصوصاً این تیکش که خیلی حال میداد وقتی باهاش گریه هم میکردم

دوست دارم دوووست دارم

توی دنیا تو رو دارم

دوووست دارم دوست دارم

توی دنیا تو رو دارم

 

بهترین ترانه از بردیا _ Best Song (Behtarin Tarane ) of Bardia

 

2)      حمید عسکری رو که میشناسید ؟ آهنگ "عزیزه قصه ها " ( بارون یا شعر عاشقونه ) رو هم ازش شنیدین ؟ خوب این همون آهنگه ولی ورژن ترانه اش یکم فرق میکنه

آره تو همونی که میخوام

آره همونیم که تو میخوای

حالا که همه چی جوره جوره

زودباش بگو باهام میای

تو همونی که با یه نگاش

میخوام بشم عاشقه چشاش

کسی بخواد تو رو بگیره

اونو میشونم سرجاش

آخه تو عزیزه قصه هامی ....

البته به نظر میاد که این آهنگ رو قبل از آلبوم "کما" خونده چون صداش مال خودشه و دیگه شبیه شادمهر نیست

 

شعر عاشقونه 2  از حمید عسکری _  Shere Asheghooneh II of Hamid Askari

 

3)      این آهنگ مثل اینکه چندان جدید نیست ولی از اون موقعی که شنیدم خیلی باهاش حال کردم دیدم اصلاً مثل اینکه ترانه این آهنگ دقیقاً هموناییه که دارم شب و روز ( و البته روز و شب ) دارم به همین N میگم

این آهنگ رو بیشتر با ولوم بالا گوش میکنم چون اینجری بیشتر حال میده

 میگی عاشقم شدی خدا کنه            کی دلش میاد با تو بد تا کنه

بس که اون چشمای تو مهربونه         کی دلش میاد تو رو برنجونه

کی دلش میاد که تنهات بذاره           کی میتونه بگه دوست نداره

توی این شبای بارونیو خیس             کی میتونه بگه دلتنگ تو نیست

بس که چشمای تو پاکو روشنه           کی دلش میاد ازت دل بکنه

تو گوشم میگی که عاشقه منی           باز داری حرفای شیرین میزنی

 

کی دلش میاد از آرشام _ Ki Delesh Miad of Arsham

 

این دو مورد هم Coming Soon  هستند :

1)      قسمت دوم " آخرین دوشنبه " رو به زودی تمومش میکنم

2)      از اون روزای اولی که تو بلاگفا اومدم یه دوست خوب و مهربون و باوفا البته کمی شیطون داشته ودارم به اسم آقا جعفر که رابطه خوبی با خورزو خان داره

ایشون یه چند وقت منو خوب تو ویلاگش تحویل گرفته که سعی میکنم مطلبی در خورشان در اینجا بیاورم
سه شنبه 7 فروردین ماه سال 1386

سلام

دوباره حالم بده ولی این دفعه از این طرف ( زیاد گیر ندین فعلاً حال ندارم توضیح بدم )

این چند روزه خیلیا به دنبال آهنگ " سبب _ Sabab " از " شادمهر عقیلی _ Shadmehr Aghili  " همچین بیخود میومدن وبلاگ من

گفتم برم دنبال لینکش تا این بندگان خدا هم بی نصیب نمونن ؤ البته فقط کلیپ تصویریشو پیدا کردم ولی واسه اونایی که حال 12 مگابایت دانلود رو ندارن آهنگشو هم خودم آپلود کردمو اینجا گذاشتم البته چندان با کیفیت نشد

در مورد ترانه این آهنگ باید بگم که بینظیر، جالب ،  ویک شاهکار به تمام معناست ( سریع اس ام اسش کردم )  که نشون میده شادمهر هنوزم میتونه از عشق بخونه اونم بهتر از همه

سبب منم که میشکنم             اما حرفی نمی زنم

اگه هیچکس برام نموند         واسه اینه که سبب منم

کاش بدونی ماتمه دنیام         بی تو فقط گریه میخوام

کی میدونه این حسرتا            چه کرده با روزو شبام

توو زندگیم یه دنیایی              یه کابوسم ، تو رویایی

یه پاییزم ، تو بهاری             من یه مرداب ، تو دریایی

از این گریه ، چه میدونی        نه دردمی ، نه درمونی

به چه امید میخوای باشی         که پیش دردام بمونی

ولی در مورد کلیپ تصویری فقط همون تریپ جدید و یکم پیر شده شادمهر و زوم کردن رو شادمهر وقتی کلمات رو به محکمی و با حس و حال خودش ادا میکنه قابل توجه و عالی کار شده

 در مورد محتوای کلیپ صحبت نکنم بهتره، نمیدونم چرا روز به روز کلیپای شادمهر به سمت ابتذال پیش میرن ، لابد ابنم از لازمه های اونجاست وگرنه این کلیپ هیچ ربطی به آهنگش نداره

 

آهنگ صوتی                                         کلیپ تصویری

 

در آخر تشکر دارم از وبسایت هواداران شادمهر  بابت زحماتشون در ارائه جدیدترین آثار شادمهر
دوشنبه 28 اسفند ماه سال 1385

سلام

نمیدونید این چند وقته چه بلاهایی که سرم نیومده،  اونقدر که اصلاً نمیدونم از کجا شروع کنم  

 تو این چند وقته شاید بیشتر از صد تا پست تو ذهنم نوشتم  ولی وقتی میخواستم اینجا بنویسمشون یه اتفاقی میفتاد که نمیشد

یا حسش نبود ، یا اصلاً یادم میرفت باید چی بنویسم و یا ( این یای آخر مهمه ) قضیه ای که میخواستم بنویسم یه جور دیگه میشد

اگه بخوام همهء جریانات این چند وقت رو براتون تعریف کنم یه شاهنامه از توش در میاد ! که من نه حال دارم مثل فردوسی سی سال پاش بشینم ( اصلاً معلوم نیست تا سی سال دیگه زنده باشم ) ونه حافظهء بنده و حوصلهء شماها این امکان میده

ولی اگه بخوام خلاصه وار توضیح بدم باید از نقطه تلاقی شروع کنم :

ترکیدن زانوم !

قبلش گفته بودم که حالم خیلی گرفته بود حس میکردم واسه هیچکی مهم نیستم ، فکر میکردم زندگیه خیلی بیهوده ای دارم ، کسی نیست که بهش دل ببندم و اونم دوسم داشته باشه ، از اخلاق ورفتار خودم حالم بهم میخورد ، میگفتم آخه تا کی سادگی ، تا کی میخوای بشینی و همه چی خودش درست بشه

از دست چند نفرم بد جور دلخور بودم ( مخصوصاً یکی که خیلی بهش دل بسته بودم ولی یه دفعه بی هیچ توضیح وحرفی رفت ودیگه نیومد ) وقتی اون حادثه سر کار واسم اتفاق افتاد با خودم گفتم: بدبختیم تکمیل شد از کار هم بیکار شدم

وقتی تو بیمارستان شماره 2 منتظر عمل جراحی روی زانوم بودم به خدا گفتم : آخه خدایی که خیلی دوست دارم ، تو دیگه چرا؟ تو که از این دل صاحاب مردهء من خبر داری چرا اینجوری میکنی ؟ مگه من چه گناهی کردم که الان دارم تقاصشو پس میدم  ؟ یعنی آخر عاقبت کسی که با ساده دلیش و روراستیش حال میکنه و تو هم حال میکردی اینه؟

دیگه تو اوج ناامیدی بودم ، اگه یه ته نموره اعتقاد نداشتم شاید به خودکشی راضی میشدم.....

دوشنبه 14 اسفند ماه سال 1385

منظورم از نوشتن این جملات مثبت تو این وبلاگ این نیست که همه اینها رو قبول دارم ، تازه برعکس  ، مخالف صددرصد خیلیهاشونم

 

ولتر: کسی که از مرگ میترسد از زندگی هم میترسد

 

افلاطون: ناتوان ترین مردم آن کسی است که نتواند راز خود را نگه دارد

 

آبراهام لینکلن: درجه سعادت اشخاص به میل خود آنها بستگی دارد

 

ضرب المثل چینی: مردی که کوه را از میان برداشت , مردی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد

 

رنان: سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست

 

سیسرون: برای آنکه عمر طولانی باشد، باید آهسته زندگی کنی

 

دیوید سارنف: داشتن پشتکار تفاوت ظریف بین شکست و کامیابی است

 

پلوتارک: برای شب پیری در روز جوانی چراغی باید تهیه کرد

 

گوته: نیاسائید، زندگی در گذر است. بروید و دلیری کنید، پیش از آنکه بمیرید، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید، تا بر زمان غالب شوید

 

دیل کارنگی: نعمت های خود را بشمار نه محرومیت های خود را

 

امام علی: دانا ترین مردم کسی است که شک و گمان هیچگاه یقین او را از بین نبرد

 

کترینگ: من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم

 

آندره ژید: بکوش عظمت در نگاه تو باشد نه آن چه بدان می نگری

 

ناپلئون بناپارت: نا امیدی نخستین گامی است که شخص به سوی گور برمی دارد

دوشنبه 30 بهمن ماه سال 1385

 دیگه واسم حسو حالی نمونده ، نه نه دلیلش دیگه تنبلی نیست ، نمیدونم هم چیه؟! ولی هر چی 

  هست بدجوری داره عذابم میده !  

 شاید هم میدونم چیه ولی نمیخوام باور کنم !!

 هفتهء قبل  پنج نفر (سه دختر ودو پسر ) رو ازadd list ام تو یاهومسنجر حذف کردم !؟

 نمیدونم شاید اینم از گنداخلاقیم باشه که دوست دارم همون قدر که من به طرف مقابل  اهمیت میدم

 اونم همونقدر واسم ارزش قائل بشه

 بگذریم ، دیگه پیر شدمو این حرفا از من گذشته

 این عکسیه که تو عید 85 تو خونه خاله ام و توسط دختر خاله ام گرفته شده

Amirina in Norooze 1385

 این یکی رو همین امروز صبح دوستم ( پیمان ) انداخت

 در مورد پیمان اینو بدونید که پسر خیلی خوش تیپ و مهربون و ... خلاصه ایده آله فقط سه  تا عیب

 نسبتاً بزرگ داره : 1) پرسپولیسیه  2) بارسلوناییه   3) برزیلیه

Amirina in Snow( 30/11/1385 )

 دو تا عکس که گذاشتم ، اجازه بدید دو تا هم آهنگ معرفی کنم :

 این آهنگ ، ملودی و اجرای خوبی نداره ولی ترانه اشو خیلی دوست دارم و کلی باهاش حال میکنم

 فرصت عاشقی بده تا آخرین قطره خون          زیبای من تو این نفس با من بخون

ترکم نکن ، ترکم نکن ای آخرین اول من         بی تو به آخر میرسم زیباترین دلبر من

ببین ، ببین مرگ مرا در این غربت بی کسی           باغ دلم پس کی به دادم میرسی

 اینم همون آهنگ قشنگ و شنیدنیه که میگفتم خیلی ازش خاطره دارم

 چون تو سرور قبلی که upload کرده بودم مدت دار بود و پس از چند روز که دانلود نشده بود

 ، پاک شده بود ، یه جای دیگه آپلودش کردم

 نگرانم بی تو نشه دووم بیارم          نتونم دل آروم کنم یارم

ببرم از همه عالمو آدم                  وقتی تو نیستی کنارم

بی قرارم بی قراره اون لحظهء دیدار        واسهء لحظهء آغوش تب دار

نه گریه ای که بگه نمی تونم بمونم توی انتظار

 نگرانم از ...(نمیدونم) _   Negaranam of

چهارشنبه 18 بهمن ماه سال 1385

 امروز تولدم بود

 امروز  26مین سال از عمر باعزت و پر برکتم رو پشت سر گذاشتم و وارد 27مین سال از زندگی شیرینم شدم!

 بر طبق روایات ( مامانم ) من در روز شنبه 18 بهمن سال 1359 کمی بعد از اذان صبح بدنیا اومدم

 بدینوسیله از کسانی که به روشهای زیر این روز رو به من تبریک گفتن تشکر کرده و امیدوارم همیشه  کسی باشه که به اونا هم روز تولدشونو تبریک بگه!

1)      اشتباهی ( دو سه نفر از جمله دختر خاله ام همون اول بهمن بهم تبریک گفتن )

2)      زورکی ( چند نفر هم از ریخت من خوششون نمیاد ولی به زور مجبور به تبریک گفتن شدن )

3)      مرامی ( چند نفر هم دمشون گرم اصلاً انتظار نداشتم ولی مرام به خرج دادنو بهم تبریک گفتن )

4)      هنوزی !  ( چند نفر هم بدجوری منتظرشونم و البته با اینکه هنوز خبری نیست ولی من همچنان  امیدوارم )

بقیه اون کسانی که یادشون رفته بود و یا به هر دلیل این وظیفه !! مهم رو انجام ندادن در صورت نداشتن دلیل محکمه!! پسند حسابشون  با ....... 

ولی نه، من اونقدر هم خشن و خودخواه نیستم ، گنده ترین و بدترین و وحشیانه ترین عذابی که بتونم سرشون بیارم اینه که منم روز تولدشونو بهشون تبریک نگم ( هر چند که اونقدر مهربونم که اینکارو هم نمیکنم ) 

 

 خوب به مناسبت این روز خوش یمن و بینظیر و استثنائی و ...... ( بسه دیگه! )  چند تا آهنگ با حال براتون اینجا آوردم

البته متاسفانه بازم چندان جدید نیستن ، خوب چیکار کنم من همینم دیگه، آره تنبلم!

 هر سه تاش از " بنیامین بهادری _ Benyamin Bahadori  " ه و برای فیلم " گرگ و میش"  خونده که مثل اینکه توقیف شده

1)      شعر این آهنگو قبلاً وسم sms  کرده بودن ، یه شعر لطیف و همچین عشقولانه داره

  همسفر ای هم ستاره  راه بیفتیم که خودش داره هوامونو  دل اون سوخته برای گریه هامونو

 گرگ و میش از بنیامین _ Gorg o Mish of Benyamin

2)      با این آهنگ خیلی حال کردم ، البته طیق معمول از شعرش چیزی سر در نیاوردم ولی یه تیکش  منو بدجوری تحت تاثیر قرار داد

یه فرشته   که با گریه هاش نوشته    همهءفرشته های گمشده   پیدا بشن  دنیا بهشته

یه فرشته از بنیامین _ Ye Fereshte of Benyamin

3)      اینم از اون آهنگهای التماس و انتظار و خلاصه تریپ تنهایی

تنهایی از بنیامین _ Tanhaie of Benyamin

اگه اطلاعاتی راجع به فیلم میخواین برین اینجا:

 http://www.salam-30nema.blogfa.com/8507.aspx

 گرگ و میش

دوشنبه 16 بهمن ماه سال 1385

سلام

 امروز میخوام چند تا جملهء مثبت دیگه براتون بذارم

با این توضیح که علاوه بر سایت www.pixels.ir   چند تا از این جمله ها رو از سایت  www.mypardis.com   گرفتم!

 

 بیشتر مردم تعریف ها و تمجید ها را در مدت چند دقیقه فراموش می کنند، اما یک اهانت را سالها به خاطر می سپارند.   

 

 جی پی واسوانی: دست نیافتنی ترین چیز در دنیا زمانیست که از دست رفته است

 

 ویکتور هوگو: تنها کلمه ای که خداوند بر جبین هر فردی نوشته است، امید است

 

 خداوند متعال صبر و استقامت را کمکی برای استحقاق دریافت پاداش مقرر کرد.

 

 Rahe residan be movaffaghiat, moza'af kardane mizane shekasthast. Tomas Watson

 

 دانیال نبی: انسان تا خود را به مافوق آنچه که هست بر نیانگیزد، مخلوقی ضعیف و ناچیز است

 

 به خاطر داشته باشید که با شما آن گونه رفتار می شود که به دیگران می آموزید با شما رفتار کنند.

 

 اگر می خواهی از لغزش ها مصون بمانی و عیوبت مستور بماند، کم حرف بزن.      

 

 

 فلورانس اسکاول شین: دل قوی دار! قدرت شکست ناپذیر خداوند هر مانعی را از سر راه بر میدارد

 

 برنارد شاو: افراد منطقی خودشان را با دنیا تطبیق می دهند. افراد غیر منطقی سعی می کنند دنیا را با خود تطبیق دهند. پیشرفت بستگی به افراد غیرمنطقی دارد

 

 موریس مترلینگ: کسی که از سرنوشت خویش شکایت کند، از کودنی و ناچیزی روح خویش شکایت کرده است

 

 پیشروان، انسانهایی هستند که بپا می خیزند و شرایط مطلوب خود را می جویند و اگر نتوانند بدان دست یابند به ساختن آن همت می گمارند.

 

 بدان که گاهی بدست نیاوردن آن چه که انسان می خواهد از خوش شانسی اوست.          

 کونفوسیوس: اگر به راه خطا رفتی از بازگشتن مترس

 

 ؟: بزرگترین اقلیم نامکشوف آنست که در زیر کلاه شما جای دارد

 

 سیگلر: خود را وقف خدمت به دیگران کنید، اگر به دیگران کمک کنید که به آنچه می خواهند برسند شما هم به آنچه می خواهید میرسید

   1      2    >>